مرتضى مطهري
502
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
عبادت : 20 . عطف به نمره 4 ، عبادت نوعى خلوت كردن براى بازيافتن خود است ، زيرا ذكرِ خداست و در ذكر خدا بازيافتن خود است . عبادت پايگاه و مركزى است كه انسان با رجوع به آنجا مقام و موقع خويش را باز مىشناسد . اثر اخلاقى عبادت اين است كه با ريشه بيماريها مبارزه مىكند . 21 . رجوع شود به دفتر . . . شماره . . . كه براى اولين بار درباره گمكردن خود و فاصله افتادن ميان انسان و خودش بحث كردهايم . اين دفتر در سال . . . يادداشت شده است و اكنون كه بهمن 1351 است درست . . . سال از آن مىگذرد . 22 . عطف به نمره 11 كه درباره استهواء اشاره شد ، در قرآن كريم تعبيرى آمده است كه به نظر مىرسد مفهوم « از خود سبك شدن » يا « از خود خالى شدن » را دارد و آن تعبير « استخفاف » است ، مثلًا : * ( فاستخف قومه ، يستخفنّك ) * ( كه غير از « استخف به » است ) . ظاهراً « استخف به » به معنى سبك شمردن است مثل : « استخف بالصلوة » ، ولى « استخفه » دو مفهوم دارد : يكى « وجده خفيفاً » كه از نظر فاعل مفهوم كشف را دارد يعنى « انكشف له انه خفيف » ، مثل : * ( وجعل لكم من جلود الانعام بيوتاً تستخفونها يوم ظعنكم و يوم اقامتكم . ) * ولى معنى دوم « جعله خفيفاً » يعنى او را ازآنچه بود سبك كرد ، مايه سنگينى او را از او گرفت . ولى چون متعلق ذكر نشده است كه از چه سبك كرد ، از چه بارى ، از چه وزنى ، از چه موجب وقار و سنگينىاى ، به قرينه مقام فهميده مىشود كه از هر آنچه قرآن خسران آن را بالاترين خسران و نسيان آن را ملازم با نسيان رب دانسته است ، يعنى از خود . در سوره روم ، آيه 60 مىفرمايد : * ( فاصبر ان وعدا لله حق و لايستخفنك الذين لايوقنون . ) * در سوره زخرف ، آيه 54 ، پس از آنكه مىفرمايد : و نادى فرعون فى قومه قال يا قوم اليس لى ملك مصر و هذه الانهار تجرى من تحتى افلا تبصرون . ام انا خير من هذا الذى